تبلیغات
نگین - الهی...


نگین


الهی...
دوشنبه 1 مرداد 1386

((یارفیق من لا رفیق له))

الهی! در مانده ام از لطف خویش وبه مدد فیض تو محتاجم

و می دانم که با تو باید گفت واز تو باید خواست

که دست لطف تو آنچه افزود نکاست

الهی! دلتنگم از آنکه در مقدم نسیمهای نوازشگر ملکوت

بی شکوفه نشسته باشم

و در بند بندگی تن در باغ آسمانی را به روی خویش بسته باشم

الهی! هرکه ام هر چه ام

اکنون رخساره بر خاک نیاز نهادم

و چشم امید به در گاه تو گشادم

الهی! هرکه ام هر چه ام

اگر غرقه خیالات واوهامم،

اگر فریب خورده ابلیس نفسم،

اگر آن جان آسمانی را در محاصره هوای نفس فرسودم،

اگر نیستم آنکه بودم

اما تو همانی که بودی

راز پوشیده گر چه هست بسی

بر تو پوشیده نیست راز کسی

غرضی کز تو نیست پنهانی

تو برآور که هم تو می دانی

بر که نالم که دستگیر تویی

در پذیرم که در پذیر تویی






نوشته شده توسط نگین در دوشنبه 1 مرداد 1386 و ساعت 12:07 ب.ظ
Desined By Mohamad + Alireza