تبلیغات
نگین - السلام علیک یا شهر الله الاکبر.


نگین


السلام علیک یا شهر الله الاکبر.
چهارشنبه 21 شهریور 1386
 

ای بندگان پاک و مقرب خدا

قدر بدانید لحظاتی را که : 

"انفاسکم فیه تسبیح و اعمالکم فیه مقبول"

پس بشتابیم که فرصت انـــــــــدک است و حـــــاجت بسیار.

خدای من چقدر زود گذشت!!

انگار همین چند روز پیش بود که داشتم پیشت درد و دل میکردم.تنهای تنها، یه جا

که فقط من بودم و تو.زمزمه میکردم و اشک میریختم.

غصه نشندین آوای خوش دعای سحر، غم تموم شدن یه مهمونی که صاحبخونش

تو بودی و مهمون و عزیز کردش من .....و ترس!!

ترس از دست دادن تمام موهبت هایی که توی این ماه به عنایت تو و با عزم کردن

تمامیت ارادم بدست آوردم و ترس از اسیر شدن توی چنگال روزمرگی.

با خودم زمزمه میکردم ومیگفتم:رمضان... داری میری؟چطور دلت میاد تنهام

بذاری؟پشت سرت آب میریزم،اشک چشمامو نثار قدمهات میکنم تا زود زود

برگردی.

وحالا دوباره...

خدا جونم شکرت.شکرت که بهم اجازه دادی زنده باشم و تک تک لحظات قشنگ و

ملکوتیت رو زندگی کنم.ممنونم که بهم لیاقت دادی باشمو توی کوچه باغ دعا و

نیایش سحرت قدم بزنم.شکرت که دوباره سر سفره ضیافت باشکوهت دعوتم

کردی.

حالا که لایقم دونستی،ازت یه خواهش دارم.اونم اینه که کمکم کنی و نذاری دست

خالی برگردم.درک تک تک لحظات آسمونی این ماه قشنگتو بهم عطا کن.

آمین!




نوشته شده توسط نگین در چهارشنبه 21 شهریور 1386 و ساعت 02:09 ق.ظ
Desined By Mohamad + Alireza